قسمت ۲۰: تجربه کردن خدا (بخش دوم)

قسمت ۲۰: تجربه کردن خدا (بخش دوم)

Above the Clouds at Sunrise by Frederic Church, 1849

خوش آمدید. این بخش دوم دربارهٔ چگونگی تجربهٔ حضور خدا در زندگی روزانهٔ شماست و آخرین قسمت از مجموعهٔ «سؤالاتی دربارهٔ خدا» است. من دربارهٔ چهار اصل اول در بخش ۱ صحبت کردم؛ بنابراین، اینجا از اصل پنجم شروع می‌کنم.

اصل پنجم ممکن است راز تجربه کردن حضور خدا به‌قدری نیرومند باشد که تقریباً نزدیکی او را احساس کنید. سال‌های زیادی، موقعیت‌هایی بود که وقتی چیز زیبایی می‌دیدم یا می‌شنیدم، شادی قدرتمندی احساس می‌کردم. می‌توانست یک دانهٔ برف کامل باشد که روی پوست شاخهٔ درختی قرار گرفته است. ممکن بود سایه‌های زیبای قهوه‌ایِ طلایی روی میوه‌ای رسیده که از درخت آویزان است باشد. این احساس‌های گهگاهیِ شادی شدید معمولاً فقط چند ثانیه طول می‌کشید. این شادی بیشتر از چیزی بود که از آن اتفاقات انتظار داشتم، و تعجب می‌کردم چرا.

روزی نوشته‌های یک استاد مشهور ادبیات را می‌خواندم، و او پیشنهاد کرد که این لحظات خاص شادی، مزه‌های کوچکی از آن چیزی هستند که ابدیت با خدا ممکن است شبیه آن باشد. شاید این‌ها راه‌های خاصی بودند که خدا به‌طور کوتاه حضور زیبای خود را به ما نشان می‌دهد. این برایم منطقی بود، و تصمیم گرفتم در آن لحظات شادی شدید، بابت هر چه می‌بینم یا می‌شنوم از خدا تشکر کنم.

وقتی شروع به این کار کردم، حضور خدا را حتی قوی‌تر تجربه می‌کردم؛ گویی او به‌محبّت بازویش را دور شانه‌هایم می‌انداخت و آن گل، یا دانهٔ برف، یا غروب آفتاب را با من لذت می‌برد. کشف کردم زمانی بیشترین نزدیکی را با خدا احساس می‌کنم که برای چیزی که شادی یا خوشحالی به زندگی‌ام می‌آورد، از او تشکر می‌کنم. بعدها همین نزدیکی را وقتی از غمِ مرگ یک عزیز بسیار نزدیک ویران شده بودم نیز تجربه کردم.

دعاهای خاص شکرگزاری‌ام را فقط به آن لحظات کوتاه شادی بزرگ محدود نکردم. همچنین شروع کردم در زمان‌های مختلف روز مکث کنم و برای چیزهای کوچکی که از آن‌ها لذت می‌بردم یا قدردانشان بودم، از خدا تشکر کنم. هر روز هدایای کوچک و برکات زیادی هست که خدا پیش روی ما می‌گذارد و خوشحالی کوچکی به ما می‌دهند. اغلب از آن‌ها لذت می‌بریم، اما فراموش می‌کنیم که این خداست که آن شادی یا برکت کوچک را در روز ما قرار داده است. هدیه را می‌بینیم و لذت می‌بریم، اما اغلب فراموش می‌کنیم قدردانی خود را از دهندهٔ آن هدیه ابراز کنیم.

وقتی در همان لحظه از خدا تشکر می‌کنیم، احساس می‌شود او وارد آن لحظه با ما می‌شود و آن هدیهٔ کوچک را همراه ما لذت می‌برد. شاید دقیق‌تر باشد بگوییم خدا از این واقعیت لذت می‌برد که ما در برکتی کوچک شادی یافته‌ایم و فهمیده‌ایم چه کسی با محبت آن را آنجا قرار داده است. هر بار که برای این برکات کوچک روزانه از خدا تشکر می‌کنم، نزدیکی‌ای با خدا تجربه می‌کنم.

برای جمع‌بندی این اصل چهارم، پیشنهاد می‌کنم در طول روز نسبت به لذت‌ها و برکات کوچک بسیاری که با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید، هوشیار باشید. لحظه‌ای وقت بگذارید، رو به خدا کنید و از صمیم قلب برای آن هدیهٔ کوچک از او تشکر کنید. در زندگی شخصی خودم یافته‌ام که این دعاهای پیوستهٔ شکرگزاری به خدا، نیرومندترین راه برای تجربهٔ حضور نزدیک او با من هستند.

اصل ششم این است که در طول روز، به‌طور آرام، دربارهٔ هر چیزی که در فکرتان هست، به صحبت با خدا ادامه دهید. خدا می‌گوید هرگز شما را ترک نمی‌کند و وا نمی‌گذارد؛ بنابراین، او همیشه با شماست، نزدیک‌تر از یک دوست، در شخصِ روح‌القدس خود.

من دربارهٔ تشکر کردن از او در طول روز برای چیزهای کوچک صحبت کردم، اما ممکن است زمان‌هایی باشد که صرفاً برای چند دقیقه به پرستش خدا برانگیخته شوید و محبت و قدردانی خود را به او ابراز کنید، یا پاکی و قدوسیت مطلق او را تصدیق کنید. شاید احساس کنید توسط خواسته‌های «انسانِ قدیم» که پیش از تولد روحانی‌تان بودید، وسوسه می‌شوید یا بد تأثیر می‌پذیرید. می‌توانید به خدا بگویید که نمی‌خواهید هیچ کاری با آن داشته باشید و، در عوض، می‌خواهید بر اساس «انسانِ جدید» زندگی کنید؛ همان انسانی که زمانی که ایمان و اعتماد کامل خود را برای آمرزش گناهان و حیات جاودان بر عیسی مسیح گذاشتید، به‌طور روحانی متولد شد.

شاید چیزی در اخبار یا در زندگی شخصی‌تان شما را نگران کند. هر وقت به آن فکر می‌کنید، آن را در دعا نزد خدا ببرید. از خدا بخواهید کمک کند بدانید که او حاکم مطلق است، هیچ چیز بدون اجازهٔ او رخ نمی‌دهد، و همه‌چیز به دلیلی است که در پایان شگفت‌انگیز خواهد بود.

برای جمع‌بندی این اصل ششم: خدا همیشه با شماست، نزدیک‌تر از یک دوست، و می‌توانید دربارهٔ هر چیزی با او صحبت کنید. از صادق بودن با خدا نترسید؛ او از خودتان هم شما را بهتر می‌شناسد. همچنین می‌توانید از خدا بخواهید کمک کند نسبت به اینکه او چگونه می‌خواهد شما را هدایت کند، حساس‌تر باشید.

اصل هفتم این است که مسیحیان دیگری پیدا کنید که بتوانید با آن‌ها جمع شوید تا خدا را پرستش کنید و یکدیگر را تشویق نمایید. از زمانی که عیسی از مردگان برخاست، گروه‌های مسیحیان با هم جمع شده‌اند. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های جمع شدن با دیگر مسیحیان، تشویق کردن یکدیگر است. خدا در کتاب‌مقدس گفته است که گردهمایی با یکدیگر را ترک نکنید، چنان‌که بعضی به آن عادت کرده‌اند. به‌طور منظم با هم جمع شوید تا یکدیگر را تشویق کنید، و این با نزدیک شدن به زمان بازگشت عیسی مهم‌تر هم می‌شود.

بعضی جاها ساختمان ویژه‌ای برای گردهمایی دارند. بعضی کشورها با مسیحیت مخالفت می‌کنند؛ پس کسانی که به خدا تعلق دارند، باید در خانه‌ها جمع شوند. هر کشور متفاوت است، اما ما باید همیشه به دنبال برادران و خواهران در مسیح باشیم و به‌طور منظم با آن‌ها جمع شویم تا با هم دعا کنیم، کتاب‌مقدس را با هم مطالعه کنیم، با هم خدا را پرستش کنیم، همدیگر را تشویق کنیم و از همراهی دیگر برادران و خواهران در خداوند لذت ببریم.

آخرین اصلی که می‌خواهم با شما در میان بگذارم تا به شما کمک کند حضور خدا را در زندگی روزانه تجربه کنید، این است که مشتاقانه در انتظار بازگشت پادشاه خود باشید. به یاد داشته باشید این عیسی مسیح بود که همه‌چیز را آفرید، و جدا از او هیچ چیز آفریده نشد. یکی از نام‌های او نیز «هستم» است. در قسمت‌های قبلی توضیح دادم که کتاب‌مقدس شامل نبوت‌های باستانی دربارهٔ مسیح است که می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد.

دستهٔ اول دربارهٔ نخستین آمدن او به میان بشر بود. آن‌ها می‌گفتند او به‌صورت کودکی کوچک در بیت‌لحم به دنیا می‌آید و بزرگ می‌شود تا برای گناهان تمام بشریت بمیرد. او عدالت کامل را برآورده می‌سازد تا بتواند محبت کامل را نسبت به هر شخصی که هدیهٔ آمرزش گناهان و حیات جاودان او را می‌پذیرد، به انجام رساند.

دستهٔ دوم نبوت‌ها دربارهٔ بار دوم آمدن او به این جهان است. یکی از القاب او «پادشاهِ پادشاهان» است. فقط یک پادشاه نهایی وجود دارد که ابدی، قادر مطلق و کاملاً پاک است، و آن مسیح است. وقتی او برای بار دوم به این جهان بیاید، برای همهٔ کسانی که به او ایمان آورده‌اند، پایان کامل و دائمی برای شرارت، بی‌عدالتی و اندوه خواهد آورد. او به‌طور آنی و دائمی به حکومت انسان‌ها و دولت‌های بشری پایان خواهد داد. او همهٔ چیزهای نیکو را بازمی‌گرداند، و دیگر هرگز مجبور نخواهیم بود به شرارت، بی‌عدالتی، فساد و اندوه انسانی نگاه کنیم.

به یاد داشته باشید که پادشاهِ پادشاهان، خدای قادر مطلق و متعال است. این اوست که جهان را آفرید. وقتی بازگردد، پایان دادن او به همهٔ حکومت‌ها و ارتش‌های انسانی، آنی و آن‌قدر عظیم خواهد بود که حتی نمی‌توانیم قدرت آن را تصور کنیم. اما هدف آن، پایان دادن به شرارت و آوردن زیبایی، حقیقت، آرامش، نیکی و هر بخشش نیکو و هر عطای کاملِ جاودانی است. او بازمی‌گردد، و نشانه‌هایی که در نبوت‌ها به ما داده شده، نشان می‌دهد ممکن است به‌زودی باشد.

وقتی چیزهایی در این دنیا یا در اخبار می‌بینید که عمیقاً دلسردکننده یا ناعادلانه است، به یاد داشته باشید ما پادشاهی داریم و او بازمی‌گردد. وقتی بازگردد، هر آنچه در پنهان، حتی توسط قدرتمندترین حاکمان انسانی، انجام شده، به داوری آورده می‌شود؛ حتی کوچک‌ترین سخن یا فکر ناپسند. وقتی بی‌عدالتی از سوی قدرتمندان می‌بینید، به یاد داشته باشید که مسیح بازمی‌گردد و نام او «عِمانوئیل» خواهد بود، یعنی «خدا با ماست».

پایانی کامل و جاودانی برای همهٔ اندوه و شرارت خواهد بود. این پایان آن‌قدر کامل است که خدا می‌گوید شرارت، بی‌عدالتی و اندوهی که در این زندگی دیدیم، حتی به یاد نخواهد آمد و به ذهن خطور نخواهد کرد. ما پادشاهی داریم و او بازمی‌گردد.

تا زمانی که در این دنیا زندگی می‌کنیم، مأموریتی داریم که هرگز نباید فراموش کنیم. مأموریت ما این است که برای ملاقات با خدا آماده شویم و به دیگران هم کمک کنیم همین کار را بکنند. ممکن است اغلب بابت گناهانی که می‌کنیم اندوهگین شویم، اما اگر گناهان خود را به خدا اعتراف کنیم، او گناهان ما را می‌بخشد و از هر ناپاکی پاکمان می‌سازد.

گاهی نیروی شخصیت روحانی که در کشمکش ما برای راه رفتن با خدا رشد می‌کند، مهم‌تر از این است که خدا پیروزی را در سینی نقره‌ای به ما بدهد. چیزهایی که در این زندگی تحمل می‌کنیم یا برای آن‌ها رنج می‌کشیم، ما را مانند طلا تصفیه می‌کند و کمک می‌کند برای ملاقات با خدا آماده شویم.

هرگز فراموش نکنید که خدای متعال پادشاه ماست، و او به‌زودی دوباره وارد این جه خواهد شد.
قسمت ۱۹ –تجربهٔ حضور خدا (بخش اول)

قسمت ۱۹ –تجربهٔ حضور خدا (بخش اول)

0