قسمت ۱۴ — شواهدی که نشان می‌دهد "حیات" آفریده شده است

قسمت ۱۴ — شواهدی که نشان می‌دهد "حیات" آفریده شده است

A Still Life With Fruit and Flowers in a Basket by Anthony Oberman, 1781-1845

خوش آمدید. در این قسمت از مجموعهٔ «سؤالاتی دربارهٔ خدا»، به شواهدی می‌پردازیم که نشان می‌دهد حیات توسط یک ذهن هوشمند، که به‌مراتب برتر از هوش انسانی است، آفریده شده است.

گام نخست این است که روشی داشته باشیم برای شناسایی آثاری که برای پدید آمدنشان به یک ذهن هوشمند نیاز بوده است. سپس می‌توانیم آن روش را بر حیات زیستی اعمال کنیم تا ببینیم آیا حیات حاوی شواهد مثبت برای منشأیی هوشمندانه است یا نه.

یکی از چیزهایی که یک ذهن هوشمند می‌تواند تولید کند، «اطلاعات معنادار یا کارکردی» است. اطلاعات کارکردی، اطلاعاتی است که برای توصیف یا دستیابی به یک اثر خاص لازم است و این مفهوم پیش‌تر در ادبیات علمی تعریف شده است. هر بار که جمله‌ای می‌نویسید یا به کسی می‌گویید چگونه مکانی را در شهر پیدا کند، در حال تولید اطلاعات معنادار هستید. اگر موسیقی بسازید، پارتیتور موسیقی که نت‌ها و زمان‌بندی را نشان می‌دهد نیز نوعی اطلاعات محسوب می‌شود.

دو دستهٔ اصلی از اطلاعات کارکردی وجود دارد. دستهٔ نخست، اطلاعاتی است که یک کارکرد خاص را توصیف می‌کند. برای مثال، اگر کسی بخواهد دنبالهٔ اعداد لازم برای باز کردن یک قفل را بداند و شما آن دنباله را به او بدهید، در واقع اطلاعاتی توصیفی در اختیارش گذاشته‌اید. اگر من با دوربین دیجیتال از یک منظره عکس بگیرم، آن عکس به‌صورت اطلاعاتی ذخیره می‌شود که آن منظره را به‌طور الکترونیکی توصیف می‌کند.

دستهٔ دوم اطلاعات، به شکل دستورالعمل‌هایی است که برای رسیدن به یک کارکرد خاص لازم هستند. سال‌ها پیش من به‌عنوان مهندس در یک شرکت هوافضا کار می‌کردم. وظیفهٔ من نظارت بر ساخت و آزمایش موتورهای آزمایشی هواپیما بود. لازم بود برگه‌های دستورالعمل دقیق برای فردی که موتور آزمایشی را مونتاژ می‌کرد نوشته شود. آن دستورالعمل‌های دقیق نیز شکل دیگری از اطلاعات کارکردی بودند.

مهم‌ترین نکته دربارهٔ اطلاعات کارکردی این است که تنها منبعِ قابلِ راستی‌آزمایی و تکرارپذیری که علم برای تولید سطح قابل‌توجهی از اطلاعات کارکردی شناخته، «هوش» است. هیچ راه تکرارپذیر و قابل بررسی دیگری برای تولید آن وجود ندارد. دلیل خوبی هم برای این موضوع وجود دارد: اطلاعات کارکردی معیاری از میزان فاصلهٔ یک کارکرد موردنیاز از حالت طبیعی است. هرچه کارکرد موردنظر بیشتر از حالت طبیعیِ مورد انتظار فاصله داشته باشد، اطلاعات کارکردی بیشتری برای دستیابی به آن لازم است.

برای مثال، اگر مجموعه‌ای از حروف یا کلمات پلاستیکی را روی زمین بریزیم، نتیجهٔ طبیعی و مورد انتظار یک ترکیب بی‌معنا از حروف خواهد بود. این همان چیزی است که طبیعت تولید می‌کند و هیچ اطلاعات کارکردی خاصی برای ایجاد آن لازم نیست. اگر به‌طور تصادفی یک کلمهٔ کوتاه ساخته شود، کمی از حالت طبیعی فاصله گرفته‌ایم، اما چون این فاصله کم است، مقدار اطلاعات کارکردی تولیدشده ناچیز خواهد بود و ممکن است به‌صورت طبیعی هم رخ دهد.

اما اگر با ریختن تصادفی حروف روی زمین، دستورالعمل‌های ساخت یک هواپیما به دست آید، این یک انحراف بسیار بزرگ از حالت طبیعی است. نکتهٔ مهم این است: سطح قابل‌توجهی از اطلاعات کارکردی مستلزم انحرافی بسیار بزرگ از چیزی است که طبیعت معمولاً تولید می‌کند. احتمال اینکه طبیعت به‌طور تصادفی دستورالعمل ساخت یک هواپیما را تولید کند، آن‌قدر ناچیز است که عملاً غیرممکن تلقی می‌شود.

اما هوش می‌تواند سطوح بسیار بالایی از اطلاعات کارکردی تولید کند. تلفن‌های همراه، هواپیماها، لپ‌تاپ‌ها، کتاب‌ها، موسیقی سمفونیک و نرم‌افزارهای پیچیدهٔ کامپیوتری همگی نمونه‌هایی از این سطح بالای اطلاعات هستند.

برای مثال، فقط یک صفحه متن برای این ویدیو بیش از ۲۲۰۰ کاراکتر، شامل فاصله‌ها و علائم نگارشی، نیاز دارد. احتمال اینکه همهٔ این کاراکترها به شکلی سازمان‌دهی شوند که دقیقاً محتوای گفته‌شده را تولید کنند، حدود یک در ده با بیش از سه‌هزار صفر است. برای درک این عظمت، تخمین زده می‌شود کل ذرات جهان عددی در حدود ده به توان ۷۹ باشند. حتی اگر سن جهان را بیش از ده میلیارد سال در نظر بگیریم، این زمان اصلاً نزدیک به مقداری نیست که طبیعت برای تولید چنین صفحه‌ای از اطلاعات نیاز دارد.

وقتی مقدار اطلاعات موجود در فقط یک صفحهٔ تایپ‌شده را اندازه‌گیری می‌کنیم، حدود یک و نیم کیلوبایت اطلاعات است. یک ذهن هوشمند به‌راحتی می‌تواند سطحی از اطلاعات کارکردی تولید کند که بسیار فراتر از توان کل جهان طبیعی در طول بیش از ده میلیارد سال باشد. به همین دلیل، اندازه‌گیری مقدار اطلاعات کارکردی مورد نیاز برای تولید یک اثر، روش بسیار خوبی برای بررسی این است که آیا یک ذهن هوشمند در تولید آن نقش داشته یا نه. بنابراین، ما یک آزمون مثبت برای تشخیص نیاز به هوش در اختیار داریم و می‌توانیم آن را بر حیات زیستی اعمال کنیم.

نکتهٔ بسیار مهم این است که این یک استدلال از نوع «نمی‌دانیم چه چیزی آن را ایجاد کرده، پس شاید هوش باشد» نیست. اصلاً چنین نیست. ما می‌دانیم که هوش می‌تواند سطوح بالای اطلاعات کارکردی تولید کند. همچنین می‌دانیم که علم نشان داده گزینهٔ قابل‌تکرار دیگری برای این کار وجود ندارد. بنابراین هر اثری که به مقدار زیادی اطلاعات کارکردی نیاز داشته باشد، باید توسط یک ذهن هوشمند تولید شده باشد. هیچ گزینهٔ تکرارپذیر دیگری در علم وجود ندارد.

گام اول، اندازه‌گیری مقدار اطلاعات کارکردی لازم برای تولید یک اثر است. گام دوم، بررسی این است که آیا این مقدار، انحرافی بزرگ از حالت طبیعیِ مورد انتظار محسوب می‌شود یا نه. اگر چنین باشد، آن اثر آزمون منشأ هوشمند را با موفقیت می‌گذراند. اکنون می‌توانیم این روش را بر حیات زیستی اعمال کنیم.

تصور می‌شود ساده‌ترین شکل حیات حداقل به ۲۵۰ ژن نیاز دارد. هر ژن برای رمزگذاری در دی‌ان‌ای تقریباً به ۰٫۸ کیلوبایت اطلاعات کارکردی نیاز دارد. برای درک میزان انحراف از حالت طبیعی، این برابر است با احتمالی در حد یک در ده به توان ۱۸۸. حتی یک ژن با طول متوسط نیز به سطحی از اطلاعات کارکردی نیاز دارد که بسیار فراتر از توان تولید طبیعی جهان است. اما ما حداقل به ۲۵۰ ژن نیاز داریم؛ یعنی حدود شش کیلوبایت اطلاعات، که بسیار بیشتر از یک صفحه متن این ویدیو است.

با استفاده از روشی که پیش‌تر توضیح داده شد، می‌توان نتیجه گرفت که حتی یک ژن با طول متوسط نیز به سطحی از اطلاعات کارکردی نیاز دارد که فراتر از توان تولید طبیعی کل جهان است. به بیان دیگر، یک ژن متوسط سطحی از اطلاعات را می‌طلبد که علم فقط یک منبع تکرارپذیر و قابلِ راستی‌آزمایی برای تولید آن می‌شناسد: یک ذهن هوشمند.

تولید ساده‌ترین شکل حیات که به حداقل ۲۵۰ ژن نیاز دارد، سطحی از اطلاعات بسیار فراتر از این را می‌طلبد. منطقی‌ترین نتیجه این است که حتی ساده‌ترین شکل حیات نیز برای آفرینش به یک ذهن هوشمند نیاز داشته است.

در نتیجه، می‌توان گفت با استفاده از روشی که در اینجا توضیح داده شد، وقتی سطح اطلاعات کارکردیِ برنامه‌ریزی‌شده در دی‌ان‌ای حیات را اندازه‌گیری می‌کنیم، این داده‌ها به‌طور قوی به نفع یک منشأ هوشمند هستند. تنها ذهن‌های هوشمند می‌توانند چنین سطحی از اطلاعات کارکردی تولید کنند، و این خود شاهدی است بر وجود یک آفرینندهٔ هوشمند که در دی‌ان‌ای هر شکل از حیات روی این سیاره رمزگذاری‌های عالی نهاده شده است.
قسمت ۱۳ :  آیا انسان‌ها از ماهی تکامل یافته‌اند؟

قسمت ۱۳ : آیا انسان‌ها از ماهی تکامل یافته‌اند؟

0