قسمت ۱۶ – آیا میتوانیم به کتابمقدس اعتماد کنیم؟
Ecce Homo by Antonio Ciseri, 1871
۱۶ ویدیوی قسمت
به قسمت دیگری از مجموعه «سوالاتی دربارهٔ خدا» خوش آمدید. در قسمت قبلی دیدیم که کتابمقدسی که امروز در اختیار داریم، توسط پژوهشگران مستقیماً از نسخههای خطی باستانی ترجمه شده است. ما میتوانیم اطمینان داشته باشیم که کتابمقدس امروزی شامل همان مطالبی است که در ابتدا نوشته شده بود. با این حال، هنوز یک پرسش دیگر باقی میماند: از کجا بدانیم آنچه کتابمقدس میگوید از نظر تاریخی دقیق است و آنچه دربارهٔ خدا میگوید حقیقت دارد؟
مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که چهار کتاب کتابمقدس را که دربارهٔ عیسی مسیح سخن میگویند بخوانید. این چهار کتاب، انجیلهای متی، مرقس، لوقا و یوحنا هستند. پیشنهاد من این است که ابتدا انجیل لوقا، سپس انجیل یوحنا، بعد متی و در نهایت مرقس را بخوانید. در این صورت در موقعیت بسیار بهتری خواهید بود تا خودتان تصمیم بگیرید آیا میتوانید به آنچه خواندهاید اعتماد کنید یا نه.
همچنین میتوانیم با نگاه کردن به یافتههای باستانشناسی و تاریخ به پاسخ این پرسش کمک کنیم. پیش از شروع، مهم است بدانیم که کتابمقدس در دو بخش اصلی نوشته شده است. بخش اول «عهد عتیق» نام دارد و بین سالهای ۲۰۰۰ پیش از میلاد تا ۴۰۰ پیش از میلاد نوشته شده است. بخش دوم «عهد جدید» نام دارد که در دورهای حدود ۵۰ سال، از سال ۳۳ میلادی تا ۹۵ میلادی، نوشته شد. ما با بررسی عهد عتیق شروع میکنیم.
بسیاری از اسناد باستانی ممکن است هم به رویدادهای مهم تاریخی اشاره کنند و هم به جزئیات کماهمیت و پیشپاافتاده. اگر این گزارشهای باستانی در طول قرنها منتقل شده باشند، انتظار داریم که جزئیات کماهمیت زودتر از بین بروند یا تغییر کنند، حتی اگر شرح رویدادهای بزرگ تاریخی حفظ شود. در نتیجه، یکی از راههای آزمودن دقت گزارشهای باستانی این است که ببینیم جزئیات غیرمهمی که ذکر میکنند تا چه اندازه توسط باستانشناسی و دیگر منابع تاریخی باستانی تأیید میشوند. اگر این جزئیات قابل تأیید باشند، دلیل خوبی داریم که نتیجه بگیریم این اسناد باستانی دقیق هستند.
در مورد کتابمقدس، باستانشناسی و دیگر منابع باستانی همچنان بسیاری از جزئیات کوچک و ظاهراً کماهمیتی را که در کتابمقدس ثبت شده تأیید میکنند.
نخستین نمونه از کشفیات باستانشناسی، مُهرهای گِلیِ باستانی است که نقش انگشترهای مُهردار افراد مختلفی را که در کتابمقدس ذکر شدهاند در خود دارند. قرنها پیش از زمان عیسی مسیح، مقامهای رسمی پیامها را مینوشتند و آن را با تکهای گِل تازه مُهر میکردند. آن مقام، انگشتر مُهردار خود را در گِل فشار میداد و نقش حروف و نمادهای روی انگشتر در گِل باقی میماند. به این ترتیب، گیرندگان پیام میدانستند که پیام از طرف آن مقام آمده است. بسیاری از این مُهرهای گِلی کشف شدهاند و تأیید میکنند که برخی از افرادی که در عهد عتیق ذکر شدهاند واقعاً در آن زمان زندگی میکردند. یکی از بخشهای عهد عتیق از آحاز، پسر یوتام، پادشاه یهودا نام میبرد. مُهر گِلی او پیدا شده که مربوط به همان دورهٔ زمانی، حدود ۷۵۰ پیش از میلاد، است. روی مُهر نوشته شده: «متعلق به آحاز، پسر یوتام، پادشاه یهودا.»
چندین مُهر گِلی دیگر نیز یافت شده که برخی متعلق به مردانی هستند که در کتابمقدس ذکر شدهاند. کتاب ارمیا که بیش از ۵۰۰ سال پیش از زمان مسیح نوشته شده، ذکر میکند که مردی به نام «باروک، پسر نیریا» کاتب ارمیا بوده است—یعنی کسی که گفتههای دیگران را ثبت میکرد. مُهر گِلی او پیدا شده که نامش روی آن نوشته شده: «باروک، پسر نیریا، کاتب.»
سه مُهر گِلی دیگر نیز متعلق به سه مرد دیگرِ ذکرشده در کتاب ارمیا پیدا شده است: «یِرَحمِئیل، پسرِ پادشاه», «جِدَلیا، پسرِ فَشحور» و «اِلِیشاماع، کاتب».
هر سهٔ این افراد در همان بخش از کتاب ارمیا ذکر شدهاند و مُهرهای گِلیِ کشفشده نام و مقام آنها را تأیید میکند. این مُهرها جزئیاتی را که ۲۵۰۰ سال پیش در کتاب ارمیا ثبت شده بود تأیید میکنند.
جزئیات بسیار دیگری در سراسر عهد عتیق وجود دارد که از طریق کشفیات باستانشناسی تأیید شدهاند. آنقدر زیاد هستند که میتوانم ساعتها دربارهٔ دیگر کشفیاتی که رویدادهای بزرگ ثبتشده در عهد عتیق و همچنین جزئیات بسیار کوچک را تأیید میکنند صحبت کنم. هر سال کشفیات بیشتری انجام میشود. این کشفیات شواهد فزایندهای فراهم میکنند که رویدادهای تاریخی ذکرشده در عهد عتیق واقعاً رخ دادهاند و بهدرستی ثبت شدهاند. اینکه این جزئیات تأیید میشوند نشان میدهد دقت این گزارشهای باستانی آنقدر خوب حفظ شده که حتی جزئیات کوچک هم قابل اعتمادند. اما چیزی هست که حتی از این هم شگفتانگیزتر است.
در سراسر عهد عتیق، پیشگوییهای بسیاری دربارهٔ مردی بسیار خاص که قرار بود بیاید انجام شده است؛ کسی که به «ماشیح» یا «مسیح» شناخته میشود. طبق این پیشگوییهای باستانی، خدا روزی در بیتلحم بهصورت پسر انسان متولد میشد. او مانند انسانی عادی به نظر میرسید، اما قدرت داشت نابینایان را بینا کند و مردگان را زنده سازد. مرگ او بر صلیب نیز پیشگویی شده بود، از جمله اینکه برای لباسهایش قرعه میاندازند و به او سرکه مینوشانند. همچنین پیشگویی شده بود که خدا به بهای ۳۰ قطعه نقره ارزشگذاری میشود و آن پول به داخل معبد انداخته میشود. زمان دقیق آمدن او به اسرائیل نیز پیشگویی شده بود که با سال ۲۹ میلادی مطابقت دارد؛ زمانی که تاریخدانان باور دارند عیسی مسیح خدمت عمومی خود را آغاز کرد. شگفتانگیزترین پیشگویی این بود که پس از کشته شدن، او در بدنی جاودانه از مردگان برمیخیزد و به جایی که از آن آمده بود بازمیگردد.
دو نکته باید مورد تأکید قرار گیرد. نخست اینکه همهٔ پژوهشگران در دنیای دانشگاهی موافقاند که عهد عتیق مدتها پیش از زمان مسیح نوشته شده، هرچند ممکن است دربارهٔ اینکه چند قرن پیش از مسیح تکمیل شده بحث کنند. نکتهٔ دوم این است که با ارائهٔ این پیشگوییها، عهد عتیق راهی برای ابطال یا تأیید فراهم کرد، شبیه آنچه در روش علمی انجام میدهیم. بنابراین، وقتی عیسی مسیح در بیتلحم متولد شد و بزرگ شد و این پیشگوییهای باستانی را تحقق بخشید، میتوانیم دو نتیجه بگیریم: نخست اینکه گفتههای عهد عتیق دربارهٔ آینده تأیید شد و قابل اعتماد است. دوم اینکه اطلاعات دربارهٔ آینده باید از منبعی فراتر از زمان آمده باشد تا اطلاعات آینده در گذشته به مردم داده شده باشد. این دقیقاً همان چیزی است که انتظار داریم اگر این اطلاعات از خالق زمان آمده باشد.
از آنجا که عهد جدید زندگی و تعالیم عیسی مسیح و تحقق پیشگوییهای باستانی توسط او را ثبت میکند، مهم است بدانیم که شواهد مربوط به دقت تاریخی گزارشهای انجیل بسیار چشمگیر است. با هر کشف جدید، این شواهد قویتر میشود.
برای مثال، باستانشناسان نامهای حکشده روی صدها جعبهٔ سنگیِ حاوی استخوانهای افرادی را که در زمان مسیح در اسرائیل زندگی میکردند ثبت کردهاند. از این اطلاعات میتوانند رایجترین نامها را مشاهده و بر اساس میزان رواج رتبهبندی کنند. وقتی همین کار را دربارهٔ نامهای افراد ذکر شده در عهد جدید انجام میدهیم، میبینیم چهار نام رایج مردان در عهد جدید همان چهار نام رایج روی آن جعبههای سنگی هستند و در همان ترتیب محبوبیت قرار دارند. این نشان میدهد اطلاعات موجود در چهار انجیل در اسرائیل و در زمان همان رویدادها منشأ گرفتهاند و مدتها بعد در کشوری دیگر نوشته نشدهاند. برای مقایسه، انجیلهای جعلیِ گنوسی بیش از ۲۰۰ سال پس از زمان مسیح نوشته شدند و نامهای موجود در آنها هیچ تطابقی با نامهای حکشده روی جعبههای سنگیِ مربوط به مردم زمان مسیح ندارند.
پژوهشهای محقق برجستهٔ عهد جدید، Richard Bauckham، نشان داده است که چهار گزارش انجیل دربارهٔ عیسی مسیح، گزارشهای شاهدان عینی از زندگی و تعالیم او هستند. برای درک کیفیت اطلاعاتی که دربارهٔ عیسی مسیح در چهار انجیل داریم، میتوان آن را با اطلاعاتی که دربارهٔ امپراتور تیبریوس( Tiberius ) داریم مقایسه کرد؛ کسی که در زمان خدمت عمومی مسیح بر امپراتوری روم حکومت میکرد. چهار منبع دربارهٔ آن امپراتور وجود دارد. سه منبع قابلاعتمادتر، ۸۰ سال یا بیشتر پس از تیبریوس نوشته شدهاند. اما همهٔ منابع مربوط به عیسی در کمتر از ۶۲ سال پس از مرگ و قیام او نوشته شدهاند. وقتی منابع باستانی مربوط به عیسی و تیبریوس را مقایسه میکنیم، میبینیم مطالب مفصلتری دربارهٔ عیسی وجود دارد که بیشترشان نزدیکتر به زمان زندگی او نوشته شدهاند تا دربارهٔ امپراتور تیبریوس.
قویترین شاهد تاریخی دربارهٔ عیسی، شواهد تاریخی مربوط به قیام او از مردگان سه روز پس از مصلوب شدن است. من این شواهد را در قسمت چهارم بررسی کردهام.
من فقط بهطور سطحی به شواهد مربوط به دقت تاریخی کتابمقدس و عیسی مسیح اشاره کردهام. بهدست آوردن اثبات مطلق برای تقریباً هیچ چیز در این دنیا ممکن نیست. با این حال، ما باید بر اساس جهت شواهد تصمیم بگیریم. در مورد کتابمقدس، شواهد آنقدر بهشدت از دقت تاریخی کتابمقدس و عیسی مسیح حمایت میکنند که ما توجیه عقلانی بسیار محکمی برای این نتیجه داریم که کتابمقدس شایستهٔ اعتماد ماست.
مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که چهار کتاب کتابمقدس را که دربارهٔ عیسی مسیح سخن میگویند بخوانید. این چهار کتاب، انجیلهای متی، مرقس، لوقا و یوحنا هستند. پیشنهاد من این است که ابتدا انجیل لوقا، سپس انجیل یوحنا، بعد متی و در نهایت مرقس را بخوانید. در این صورت در موقعیت بسیار بهتری خواهید بود تا خودتان تصمیم بگیرید آیا میتوانید به آنچه خواندهاید اعتماد کنید یا نه.
همچنین میتوانیم با نگاه کردن به یافتههای باستانشناسی و تاریخ به پاسخ این پرسش کمک کنیم. پیش از شروع، مهم است بدانیم که کتابمقدس در دو بخش اصلی نوشته شده است. بخش اول «عهد عتیق» نام دارد و بین سالهای ۲۰۰۰ پیش از میلاد تا ۴۰۰ پیش از میلاد نوشته شده است. بخش دوم «عهد جدید» نام دارد که در دورهای حدود ۵۰ سال، از سال ۳۳ میلادی تا ۹۵ میلادی، نوشته شد. ما با بررسی عهد عتیق شروع میکنیم.
بسیاری از اسناد باستانی ممکن است هم به رویدادهای مهم تاریخی اشاره کنند و هم به جزئیات کماهمیت و پیشپاافتاده. اگر این گزارشهای باستانی در طول قرنها منتقل شده باشند، انتظار داریم که جزئیات کماهمیت زودتر از بین بروند یا تغییر کنند، حتی اگر شرح رویدادهای بزرگ تاریخی حفظ شود. در نتیجه، یکی از راههای آزمودن دقت گزارشهای باستانی این است که ببینیم جزئیات غیرمهمی که ذکر میکنند تا چه اندازه توسط باستانشناسی و دیگر منابع تاریخی باستانی تأیید میشوند. اگر این جزئیات قابل تأیید باشند، دلیل خوبی داریم که نتیجه بگیریم این اسناد باستانی دقیق هستند.
در مورد کتابمقدس، باستانشناسی و دیگر منابع باستانی همچنان بسیاری از جزئیات کوچک و ظاهراً کماهمیتی را که در کتابمقدس ثبت شده تأیید میکنند.
نخستین نمونه از کشفیات باستانشناسی، مُهرهای گِلیِ باستانی است که نقش انگشترهای مُهردار افراد مختلفی را که در کتابمقدس ذکر شدهاند در خود دارند. قرنها پیش از زمان عیسی مسیح، مقامهای رسمی پیامها را مینوشتند و آن را با تکهای گِل تازه مُهر میکردند. آن مقام، انگشتر مُهردار خود را در گِل فشار میداد و نقش حروف و نمادهای روی انگشتر در گِل باقی میماند. به این ترتیب، گیرندگان پیام میدانستند که پیام از طرف آن مقام آمده است. بسیاری از این مُهرهای گِلی کشف شدهاند و تأیید میکنند که برخی از افرادی که در عهد عتیق ذکر شدهاند واقعاً در آن زمان زندگی میکردند. یکی از بخشهای عهد عتیق از آحاز، پسر یوتام، پادشاه یهودا نام میبرد. مُهر گِلی او پیدا شده که مربوط به همان دورهٔ زمانی، حدود ۷۵۰ پیش از میلاد، است. روی مُهر نوشته شده: «متعلق به آحاز، پسر یوتام، پادشاه یهودا.»
چندین مُهر گِلی دیگر نیز یافت شده که برخی متعلق به مردانی هستند که در کتابمقدس ذکر شدهاند. کتاب ارمیا که بیش از ۵۰۰ سال پیش از زمان مسیح نوشته شده، ذکر میکند که مردی به نام «باروک، پسر نیریا» کاتب ارمیا بوده است—یعنی کسی که گفتههای دیگران را ثبت میکرد. مُهر گِلی او پیدا شده که نامش روی آن نوشته شده: «باروک، پسر نیریا، کاتب.»
سه مُهر گِلی دیگر نیز متعلق به سه مرد دیگرِ ذکرشده در کتاب ارمیا پیدا شده است: «یِرَحمِئیل، پسرِ پادشاه», «جِدَلیا، پسرِ فَشحور» و «اِلِیشاماع، کاتب».
هر سهٔ این افراد در همان بخش از کتاب ارمیا ذکر شدهاند و مُهرهای گِلیِ کشفشده نام و مقام آنها را تأیید میکند. این مُهرها جزئیاتی را که ۲۵۰۰ سال پیش در کتاب ارمیا ثبت شده بود تأیید میکنند.
جزئیات بسیار دیگری در سراسر عهد عتیق وجود دارد که از طریق کشفیات باستانشناسی تأیید شدهاند. آنقدر زیاد هستند که میتوانم ساعتها دربارهٔ دیگر کشفیاتی که رویدادهای بزرگ ثبتشده در عهد عتیق و همچنین جزئیات بسیار کوچک را تأیید میکنند صحبت کنم. هر سال کشفیات بیشتری انجام میشود. این کشفیات شواهد فزایندهای فراهم میکنند که رویدادهای تاریخی ذکرشده در عهد عتیق واقعاً رخ دادهاند و بهدرستی ثبت شدهاند. اینکه این جزئیات تأیید میشوند نشان میدهد دقت این گزارشهای باستانی آنقدر خوب حفظ شده که حتی جزئیات کوچک هم قابل اعتمادند. اما چیزی هست که حتی از این هم شگفتانگیزتر است.
در سراسر عهد عتیق، پیشگوییهای بسیاری دربارهٔ مردی بسیار خاص که قرار بود بیاید انجام شده است؛ کسی که به «ماشیح» یا «مسیح» شناخته میشود. طبق این پیشگوییهای باستانی، خدا روزی در بیتلحم بهصورت پسر انسان متولد میشد. او مانند انسانی عادی به نظر میرسید، اما قدرت داشت نابینایان را بینا کند و مردگان را زنده سازد. مرگ او بر صلیب نیز پیشگویی شده بود، از جمله اینکه برای لباسهایش قرعه میاندازند و به او سرکه مینوشانند. همچنین پیشگویی شده بود که خدا به بهای ۳۰ قطعه نقره ارزشگذاری میشود و آن پول به داخل معبد انداخته میشود. زمان دقیق آمدن او به اسرائیل نیز پیشگویی شده بود که با سال ۲۹ میلادی مطابقت دارد؛ زمانی که تاریخدانان باور دارند عیسی مسیح خدمت عمومی خود را آغاز کرد. شگفتانگیزترین پیشگویی این بود که پس از کشته شدن، او در بدنی جاودانه از مردگان برمیخیزد و به جایی که از آن آمده بود بازمیگردد.
دو نکته باید مورد تأکید قرار گیرد. نخست اینکه همهٔ پژوهشگران در دنیای دانشگاهی موافقاند که عهد عتیق مدتها پیش از زمان مسیح نوشته شده، هرچند ممکن است دربارهٔ اینکه چند قرن پیش از مسیح تکمیل شده بحث کنند. نکتهٔ دوم این است که با ارائهٔ این پیشگوییها، عهد عتیق راهی برای ابطال یا تأیید فراهم کرد، شبیه آنچه در روش علمی انجام میدهیم. بنابراین، وقتی عیسی مسیح در بیتلحم متولد شد و بزرگ شد و این پیشگوییهای باستانی را تحقق بخشید، میتوانیم دو نتیجه بگیریم: نخست اینکه گفتههای عهد عتیق دربارهٔ آینده تأیید شد و قابل اعتماد است. دوم اینکه اطلاعات دربارهٔ آینده باید از منبعی فراتر از زمان آمده باشد تا اطلاعات آینده در گذشته به مردم داده شده باشد. این دقیقاً همان چیزی است که انتظار داریم اگر این اطلاعات از خالق زمان آمده باشد.
از آنجا که عهد جدید زندگی و تعالیم عیسی مسیح و تحقق پیشگوییهای باستانی توسط او را ثبت میکند، مهم است بدانیم که شواهد مربوط به دقت تاریخی گزارشهای انجیل بسیار چشمگیر است. با هر کشف جدید، این شواهد قویتر میشود.
برای مثال، باستانشناسان نامهای حکشده روی صدها جعبهٔ سنگیِ حاوی استخوانهای افرادی را که در زمان مسیح در اسرائیل زندگی میکردند ثبت کردهاند. از این اطلاعات میتوانند رایجترین نامها را مشاهده و بر اساس میزان رواج رتبهبندی کنند. وقتی همین کار را دربارهٔ نامهای افراد ذکر شده در عهد جدید انجام میدهیم، میبینیم چهار نام رایج مردان در عهد جدید همان چهار نام رایج روی آن جعبههای سنگی هستند و در همان ترتیب محبوبیت قرار دارند. این نشان میدهد اطلاعات موجود در چهار انجیل در اسرائیل و در زمان همان رویدادها منشأ گرفتهاند و مدتها بعد در کشوری دیگر نوشته نشدهاند. برای مقایسه، انجیلهای جعلیِ گنوسی بیش از ۲۰۰ سال پس از زمان مسیح نوشته شدند و نامهای موجود در آنها هیچ تطابقی با نامهای حکشده روی جعبههای سنگیِ مربوط به مردم زمان مسیح ندارند.
پژوهشهای محقق برجستهٔ عهد جدید، Richard Bauckham، نشان داده است که چهار گزارش انجیل دربارهٔ عیسی مسیح، گزارشهای شاهدان عینی از زندگی و تعالیم او هستند. برای درک کیفیت اطلاعاتی که دربارهٔ عیسی مسیح در چهار انجیل داریم، میتوان آن را با اطلاعاتی که دربارهٔ امپراتور تیبریوس( Tiberius ) داریم مقایسه کرد؛ کسی که در زمان خدمت عمومی مسیح بر امپراتوری روم حکومت میکرد. چهار منبع دربارهٔ آن امپراتور وجود دارد. سه منبع قابلاعتمادتر، ۸۰ سال یا بیشتر پس از تیبریوس نوشته شدهاند. اما همهٔ منابع مربوط به عیسی در کمتر از ۶۲ سال پس از مرگ و قیام او نوشته شدهاند. وقتی منابع باستانی مربوط به عیسی و تیبریوس را مقایسه میکنیم، میبینیم مطالب مفصلتری دربارهٔ عیسی وجود دارد که بیشترشان نزدیکتر به زمان زندگی او نوشته شدهاند تا دربارهٔ امپراتور تیبریوس.
قویترین شاهد تاریخی دربارهٔ عیسی، شواهد تاریخی مربوط به قیام او از مردگان سه روز پس از مصلوب شدن است. من این شواهد را در قسمت چهارم بررسی کردهام.
من فقط بهطور سطحی به شواهد مربوط به دقت تاریخی کتابمقدس و عیسی مسیح اشاره کردهام. بهدست آوردن اثبات مطلق برای تقریباً هیچ چیز در این دنیا ممکن نیست. با این حال، ما باید بر اساس جهت شواهد تصمیم بگیریم. در مورد کتابمقدس، شواهد آنقدر بهشدت از دقت تاریخی کتابمقدس و عیسی مسیح حمایت میکنند که ما توجیه عقلانی بسیار محکمی برای این نتیجه داریم که کتابمقدس شایستهٔ اعتماد ماست.
اگر در مورد این مقاله پرسشی دارید، لطفاً از طریق اینجا با ما تماس بگیرید

