قسمت ۱۸ – پایان تاریخ بشر

قسمت ۱۸ – پایان تاریخ بشر

Riverbank in Autumn by Maxfield Parrish, 1938

به قسمت دیگری از مجموعهٔ «سؤالاتی دربارهٔ خدا» خوش آمدید. در این قسمت، به نبوت‌های کتاب‌مقدسی نگاه می‌کنیم که به ما می‌گویند تاریخ بشر چگونه به پایان می‌رسد.

اول باید فکر کنیم که چرا این نبوت‌ها قابل اعتماد هستند. مهم است بدانید که کتاب‌مقدس شامل تعداد زیادی نبوت است که می‌شود آن‌ها را در دو دسته قرار داد. دستهٔ اول نبوت‌ها در بخش عهد عتیقِ کتاب‌مقدس یافت می‌شوند که صدها سال پیش از زمان مسیح نوشته شده بود. آن‌ها آمدن نخستِ مسیح را قرن‌ها پیش از آمدنش پیشگویی کردند. ما نسخه‌های خطی‌ای داریم که مربوط به پیش از زمان مسیح هستند و آن نبوت‌ها را در خود دارند. اسناد عهد جدید دربارهٔ زندگی و خدمت عیسی مسیح نشان می‌دهند که آن دستهٔ اول نبوت‌ها همگی تحقق یافتند. اگر مجموعهٔ اول نبوت‌ها تحقق یافته‌اند، پس دلیل خوبی داریم که باور کنیم دستهٔ دوم نبوت‌ها هم درمورد پایان تاریخ بشر تحقق خواهند یافت.

من از هشت‌سالگی شروع به مطالعهٔ روزانهٔ کتاب‌مقدس کردم. در طول ۲۰ سال بعد، یک دانش عمومی خوب از این نبوت‌ها به دست آوردم و آن‌ها را در قالبی شناخته‌شده کنار هم قرار دادم.

حدود سن ۳۰ سالگی تصمیم گرفتم یک مطالعهٔ دقیق‌تر انجام بدهم و دوباره از اول شروع کنم، با این کار که همهٔ تفسیرهایی را که پژوهشگران مختلف پیشنهاد داده بودند کاملاً کنار بگذارم. در عوض، فقط کل کتاب‌مقدس را بارها و بارها می‌خواندم و می‌دیدم نبوت‌ها چطور به‌طور طبیعی و با حداقل تفسیر کنار هم قرار می‌گیرند.

در طول ۴۰ سال گذشته از آن زمان، دیدم که نبوت‌ها خیلی خوب در کنار هم قرار می‌گیرند. لطفاً درک کنید که احتمالاً من در همه‌چیز درست نیستم و ادعا نمی‌کنم که پاسخ همهٔ سؤالات را دارم. توصیه می‌کنم هر شخصی خودش کتاب‌مقدس را مطالعه کند تا ببیند آیا آنچه می‌گویم درست است یا نه. حالا یک طرح کلی کوتاه، مطابق درک خودم از این نبوت‌ها، دربارهٔ این‌که تاریخ بشر چگونه پایان می‌یابد ارائه می‌دهم.

در سال ۷۰ میلادی، رومیان اورشلیم را ویران کردند و تعداد بسیار زیادی از یهودیان کشته شدند. در ۶۵ سال بعد، قوم یهود از سرزمین اجدادی‌شان، اسرائیل، به اروپا و آسیا رانده شدند. در سال ۱۳۵ میلادی، امپراتور روم، هادریان، در تلاشی برای پاک کردن بیشتر فرهنگ یهودی، نام سرزمین اجدادی آن‌ها را به «سوریهٔ فلسطین» تغییر داد و ملت یهود تا نزدیک به ۲۰۰۰ سال تا حد زیادی از یاد جهان رفت.

اولین رویدادی که آغاز پایان تاریخ بشر را نشان می‌دهد این است که قوم یهود به سرزمین باستانی و اجدادی خود باز خواهند گشت. پیش از ۱۹۴۸، بریتانیا بر فلسطین حکومت می‌کرد، اما در آن سال بریتانیا عقب‌نشینی کرد و سازمان ملل بخشی از فلسطین را به یهودیان داد. دولت اسرائیل پس از بیش از ۱۸۰۰ سال از زمان امپراتور هادریان دوباره به‌وجود آمد. این آغاز پایان تاریخ بشر را نشان می‌دهد، هرچند نمی‌دانیم رویدادهای باقی‌مانده چه‌قدر زود رخ خواهند داد.

با نزدیک شدن پایان تاریخ بشر، پیشگویی شده که در منطقهٔ اسرائیل و میان ملت‌های عرب، و نیز در دیگر نقاط جهان، جنگ‌هایی خواهد بود. ناآرامی و عدم اطمینان جهانی افزایش خواهد یافت. در این زمان، مردی بسیار غیرعادی در خفا و پنهانی کار خواهد کرد تا یک توافق هفت‌ساله را سازماندهی کند, احتمالاً یک توافق صلح. این مرد تا حدی انسان و تا حدی چیزی دیگر است که از جایی می‌آید که خدا آن را «هاویه» می‌نامد، اما بشریت این را نخواهد دانست. نبوت‌ها می‌گویند این مرد در گذشته به‌عنوان پادشاه حکومت کرده، با شمشیر کشته شده، اما در پایان تاریخ بشر دوباره زنده می‌شود. او به شکل‌های مختلف توصیف شده است: مرد بی‌قانونی، شخص منفور، وحش، و ضد مسیح.

وقتی آن توافق هفت‌ساله برای نخستین‌بار امضا شود، او هنوز برای جهان آشکار نخواهد شد. این توافق زمان کوتاهی از صلح جهانی به‌همراه خواهد آورد. مردم سراسر جهان جشن خواهند گرفت و باور خواهند کرد که بالاخره در این دنیا صلح برقرار شده است.

کمی پیش از این توافق، یا در چند سال اول آن، یهودیان معبد خود را که در سال ۷۰ میلادی ویران شد دوباره خواهند ساخت. در میانهٔ آن دورهٔ هفت‌ساله، همه‌چیز ناگهان تغییر می‌کند. درست زمانی که همه در حال جشن صلح و رفاه هستند، ضد مسیح با زیرکی کنترل همهٔ دولت‌های جهان را به دست می‌گیرد و یک حکومت جهانی واحد شکل می‌دهد. او خود را با نشستن در معبد جدید یهودیان و اعلام این‌که بالاتر از هر خدا و هر معبود است آشکار می‌کند. مردم سراسر جهان باور خواهند کرد که او شگفت‌انگیزترین مردی است که تا به حال زیسته و دقیقاً ۴۲ ماه، در نیمهٔ دوم آن دورهٔ هفت‌ساله، بر جهان حکومت خواهد کرد. در این مدت، همهٔ مردم ملزم خواهند بود وحش را بپرستند و اگر بخواهند خرید یا فروش کنند، نشان وحش را بر پیشانی یا دست راست خود بگیرند.

وقتی او در معبد می‌نشیند، فوراً آن توافق هفت‌ساله را می‌شکند و در معبد چیزی را برپا می‌کند که «مکروهِ ویرانگر» توصیف شده است. به نظر می‌رسد این تصویری از وحش است که تا حدی زنده به نظر می‌رسد. ظرف چند دقیقه فرمان نسل‌کشی گستردهٔ همهٔ یهودیان جهان را می‌دهد. آن یهودیانی که در همان دقایق اول موفق به فرار شوند، احتمالاً به جایی به نام پترا در اردن می‌گریزند، هرچند این فقط یک حدس آگاهانه است. به‌نوعی خدا مانع می‌شود که مرد بی‌قانونی کسانی را که به اردن گریخته‌اند نابود کند، پس وحش فرمان کشتن همهٔ مسیحیان جهان را می‌دهد. نبوت‌ها می‌گویند او «با مقدسان جنگ خواهد کرد و بر آن‌ها غلبه خواهد یافت.» در نبوتی دیگر گفته شده قدرت قوم مقدس را درهم خواهد شکست. ده‌ها میلیون، شاید صدها میلیون مسیحی کشته خواهند شد تا زمانی که خدا در حدی از پیش تعیین‌شده مداخله کند. در این دورهٔ ۴۲ ماهه، شرارت انسانی کاملاً از هر مهاری آزاد می‌شود و زمانی از شرارتِ بی‌سابقه خواهد بود. همهٔ مردم وحش و تصویرش را خواهند پرستید و ملزم خواهند بود نشان وحش را بر پیشانی یا دست راست خود بگیرند.

فاجعه‌ها و بلاهای جهانی رخ خواهد داد که بسیار بدتر از هر چیزی در تاریخ بشر است. بیشتر بشریت از بین خواهد رفت و زندگی گیاهی و حیوانی زمین نابود خواهد شد. طبق این نبوت‌های باستانی، این بلاها در توالی‌ای رخ می‌دهند که به‌صورت نمادین به‌عنوان گشوده شدن هفت مُهر، سپس نواخته شدن هفت شیپور، و بعد ریخته شدن هفت کاسهٔ خشم بر زمین توصیف شده‌اند. در این زمان، بشریت بزرگیِ شرارتی را که انسان‌ها هنگام رویگردانی از خدا قادر به آن هستند خواهد فهمید، اما غرور انسان درهم شکسته نخواهد شد.

وقتی آخرینِ آن هفت شیپور به صدا درآید، مسیحیانی که هنوز زنده‌اند و همهٔ قوم خدا که در طول تاریخ بشر مرده‌اند، فوراً با بدن‌های جاودان از مردگان برخیزانده شده و از زمین نجات داده می‌شوند. سپس هفت کاسهٔ خشم ریخته می‌شود. با آخرین کاسهٔ خشم، همهٔ ارتش‌های همهٔ ملت‌هایی که ضد مسیح و تصویرش را می‌پرستند متحد می‌شوند تا علیه خدا جنگ کنند. این جنگ به نام «آرماگدون» شناخته می‌شود.

در همان لحظه، آسمان شکافته می‌شود و همهٔ مردم در سراسر جهان مسیح را خواهند دید. اما این بار او مانند نوزادی ناتوان که در بیت‌لحم متولد شد نمی‌آید، بلکه به‌عنوان خدای متعال، آفرینندهٔ جهان هستی، می‌آید. همهٔ ارتش‌های جهان در عرض چند ثانیه درهم شکسته می‌شوند و همهٔ کسانی که نشان وحش را گرفته‌اند نابود خواهند شد.

وقتی عیسی مسیح بازگردد، نبوت‌ها می‌گویند او «عمانوئیل» نامیده خواهد شد، یعنی «خدا با ما». او زمین را شاید در چند ثانیه، دقیقه یا روز, بازسازی خواهد کرد و دقیقاً ۱۰۰۰ سال بر بشریت حکومت خواهد نمود. در پایان آن زمان، انسان‌های فانی‌ای که آن هنگام زنده‌اند توسط شیطان گرد آورده می‌شوند تا یک حملهٔ نهایی علیه خدا و قوم جاودان او انجام دهند، و سپس پایان فرا می‌رسد. خدای تثلیثِ کامل به درون جهان گام می‌گذارد و جایی برای آن جهانِ قدیم یافت نخواهد شد.

هر شخص در طول تاریخ که بخشش گناه و حیات جاودان خدا را نپذیرفته باشد، شخصاً در برابر خدا حاضر خواهد شد تا بابت هر فکر، کلام یا عملی که انجام داده پاسخگو باشد. کسانی که نامشان در کتاب حیات نوشته نشده، به چیزی که «دریای آتش» نامیده می‌شود و نیز «تاریکیِ بیرونی» که در قسمت قبلی درباره‌اش صحبت شد, افکنده خواهند شد.

وقتی این به انجام برسد، خدا جهانی و زمینی نو و جاودان می‌آفریند که کاملاً بی‌نقص و زیبا خواهد بود. شرارت هرگز دوباره رخ نخواهد داد و حتی مفهوم و خاطرهٔ شرارت نیز در آن جهان وجود نخواهد داشت. نبوت‌ها گفته‌اند که زیبایی، شادی و محبتِ خدایی که ما را آفریده تا در آن سهیم باشیم، فراتر از توان تصور انسان است.

در پایان با یک نبوت باستانی که خدا دربارهٔ ابدیت به ما داده جمع‌بندی می‌کنم:

«آسمانی نو و زمینی نو خواهم آفرید و چیزهای گذشته به یاد آورده نخواهند شد و هرگز به ذهن نخواهند آمد.»

قسمت ۱۷  چرا جهنم ضروری است؟

قسمت ۱۷ چرا جهنم ضروری است؟

0