قسمت ۷ : چرا ما نمیدانیم خدا چه چیزهایی را باید اجازه بدهد
۷ ویدیوی قسمت
Roundhay Lake by John Atkinson Grimshaw, 1877
هر رویدادی که در این دنیا اتفاق میافتد، از کوچکترین تا بزرگترین، زنجیرههای پیوستهای از پیامدها ایجاد میکند که روی زنجیرههای دیگر پیامدها اثر میگذارند. رویدادهای آیندهای که از یک رویداد اولیه تأثیر میگیرند، خیلی زود به میلیونها و بعد به میلیاردها میرسند و روی زنجیرههای بیشتری از پیامدها اثر میگذارند، تا پایان تاریخ آینده
یک مثال میتواند کمک کند این موضوع را بهتر بفهمیم. در جنگ جهانی دوم، سر وینستون چرچیل نخستوزیر انگلستان بود. تصمیمهایی که او در اوایل جنگ گرفت، فوراً بر زندگی دهها میلیون نفر تأثیر گذاشت و زندگی آنها را در جنبههای بزرگ و کوچک تغییر داد. این تغییرات باعث شد هرکدام از آن افراد تصمیمهایی کمی متفاوت از آنچه در حالت دیگر میگرفتند، بگیرند و در سالهای بعد در مکانهایی باشند که شاید در غیر این صورت هرگز آنجا نمیبودند. اما هرکدام از این تغییرات، خودشان روی زنجیرههای دیگر رویدادها اثر گذاشتند و آنها را نیز نسبت به حالت دیگر تغییر دادند. این پیامدها در طول تاریخ موجوار ادامه پیدا کردند، تا جایی که حالا غیرممکن است بدانیم اگر چرچیل هرگز زندگی نکرده بود، جهان امروز چه شکلی میداشت. پیامدهای زندگی او هنوز هم در حال تکثیر است و تا پایان تاریخ ادامه خواهد داشت، و این دربارهٔ هر انسان و تأثیرش بر تاریخ آینده صادق است.
اگر به عقب برگردیم، به زمانی که چرچیل در سال ۱۸۷۴ نطفهاش بسته شد، میدانیم که چون در هر لقاح میلیونها امکان ژنتیکی مختلف وجود دارد، حتی کوچکترین تغییر در وضعیت خوابیدن مادرش در آن شب میتوانست باعث شود نوزاد دیگری شکل بگیرد. در آن صورت، فرد دیگری نخستوزیر انگلستان در جنگ جهانی دوم میشد و تصمیمهای متفاوتی میگرفت. مسیر جنگ جهانی دوم متفاوت میشد و دنیایی که امروز در آن زندگی میکنیم به شکلهایی تغییر میکرد که هرگز نخواهیم دانست
حالا به نکتهٔ مهمی میرسیم. شاید فکر کنید حالت خوابیدن یک زن هیچ اهمیت اخلاقیای ندارد وقتی دربارهٔ این فکر میکنیم که خدا چه چیزهایی را باید یا نباید اجازه بدهد. اما همانطور که در مثال چرچیل دیدیم، حتی کوچکترین و بیاهمیتترین رویداد هم میتواند زنجیرهای فزاینده از پیامدها ایجاد کند که روی تعداد بیشتری از زنجیرههای دیگر اثر میگذارد و در نهایت زندگی کل جمعیت جهان و تاریخ آینده را تحت تأثیر قرار میدهد
و اما نکتهٔ اصلی: برای اینکه بدانیم خدا چه چیزی را باید یا نباید اجازه بدهد، لازم است همهٔ میلیاردها پیامد هر رویداد را تا پایان تاریخ بدانیم. هیچ انسانی چنین دانشی ندارد. بنابراین، وقتی رویدادهای مختلف دنیا، چه خوب چه بد، را میبینیم، اگر فکر کنیم میدانیم خدا باید اجازهٔ وقوع آنها را میداد یا نه، سخت در اشتباهیم. دانش ما دربارهٔ پیامدهای آیندهٔ هر رویداد تا پایان تاریخ آنقدر کم است که تقریباً هیچ است
برای اینکه بدانیم آیا خدا باید اجازهٔ یک رویداد خاص را بدهد یا نه، باید ارزش اخلاقی میلیاردها پیامد آن تا پایان تاریخ را بدانیم، و نیز ارزش اخلاقی تمام تاریخهای ممکن دیگر را، تا بتوانیم زنجیرهٔ واقعی رویدادها را با همهٔ گزینههای ممکن مقایسه کنیم و ببینیم کدام بهترین است
دانش ما دربارهٔ این مسائل مثل این است که بخواهیم حدس بزنیم حاصل جمع یک میلیارد عدد مثبت و منفی در نهایت مثبت میشود یا منفی، در حالی که فقط چند عدد اول را میدانیم و بقیه نامعلوماند. عاقلانهترین موضع این است که بپذیریم نمیدانیم
و این مهمترین نکته است: تمام استدلالهایی که از وجود شرارت در دنیا نتیجه میگیرند خدا وجود ندارد، فرض میکنند ما آنقدر دربارهٔ ارزش اخلاقی زنجیرههای رویدادها تا پایان تاریخ میدانیم که بتوانیم قضاوت کنیم خدا باید اجازهٔ یک رویداد را میداد یا نه. اما دیدیم که این غیرممکن است. وقتی این را درک کنیم، میفهمیم انسانها اساساً نمیدانند خدا چه چیزهایی را باید اجازه بدهد
اما این سؤالاتی ایجاد میکند. سؤال اول: آیا این برای افرادی که رنج میکشند عادلانه است؟ آیا شما فقط یک عدد ناچیز در یک دفتر حساب بسیار بزرگ هستید؟ خدا به فرد اهمیت میدهد، اما این شامل همهٔ افراد دیگری هم میشود که تا پایان تاریخ تحت تأثیر قرار میگیرند، بنابراین موضوع بسیار پیچیده است. با این حال، خدا به هر شخص اهمیت میدهد و اطمینان حاصل میکند که برای هر فرد عدالت اجرا شود، زمانی که روزی در برابر خدا میایستد. برای هر شخص بعد از مرگ حسابرسی نهایی وجود دارد. خدا گفته که افکار، سخنان و اعمال بد هر شخص داوری خواهد شد و مجازات حتی یک گناه را با «مرگ دوم» توصیف میکند. هیچکس کامل نیست، پس همهٔ ما در وضعیت بسیار جدیای هستیم. اما خبر خوب این است که عیسی مسیح مجازات شرارت و شرم هر انسان را بهطور کامل پرداخته است، اگر آن شخص کاملاً به او برای آمرزش، حیات جاودان و عزت الهی اعتماد کند
سؤال دوم: وقتی میدانیم پیشبینی میلیاردها پیامد هر رویداد غیرممکن است، هنگام انتخابهای اخلاقی چه باید بکنیم؟ مثلاً فرض کنید فردا میخواهید به کسی که نیازمند است کمک کنید، اما یادتان میآید که نمیتوانید پیامدهای بلندمدت را تا پایان تاریخ بدانید. شاید با کمک شما آیندهٔ دنیا عوض شود! چه باید کرد؟
پاسخ ساده است: ما فقط از نظر اخلاقی موظفیم بر اساس اطلاعاتی که در زمان تصمیمگیری داریم عمل کنیم. پس اگر به نظر میرسد کمک کردن کار درستی است، باید این کار را انجام دهید. اگر همهٔ انسانها همیشه کار درست را انجام دهند، مجموع ارزش اخلاقی دنیا پیوسته در جهت مثبت تغییر میکند
نکتهٔ مهم این است که تفاوت بزرگی بین آنچه شما میتوانید بدانید و آنچه خدای دانای مطلق میداند وجود دارد. بنابراین آنچه شما فکر میکنید باید رخ دهد و آنچه خدا میداند باید رخ دهد، ممکن است بسیار متفاوت باشد. هرچه این فاصله بیشتر باشد، احتمال بیشتری هست که خدا اجازهٔ رویدادهایی را بدهد که شما نمیدادید
در پایان با یک حقیقت دلگرمکننده تمام میکنم: خدا همیشه اجازه نخواهد داد شرارت و بیعدالتی ادامه پیدا کند. او از زمانی سخن گفته که به شرارت برای همیشه پایان خواهد داد. در این میان، هرکدام از ما باید تصمیم بگیریم آیا نجاتی را که مسیح برای گناهان ما فراهم کرده میپذیریم یا نه، تا جایگاه عزت در نظر خدا برای ما بازگردانده شود. عیسی گفت
«.اینک بر درِ دل تو ایستادهام و در میزنم. اگر کسی در را باز کند، وارد میشوم و با او همسفره میشوم»
اگر در مورد این مقاله پرسشی دارید، لطفاً از طریق اینجا با ما تماس بگیرید

